افول
عماد بخشی از ملک خود را در اختیار جهانگیر معراج (دامادش) قرار داده تا کشت و زرع کند، اما معراج به قصد ساخت مدرسهای جدید، بخشی از ملک را که پشت قبالهی ازدواج مرسده (هسمرش) است، می فروشد…
معراج زمین را از زراعت درآورده و اولین پایههای ساخت مدرسه را بنا میکند. این امر موجب خشم عماد میشود و برای مالک کل نارستان (غلامعلی کسمایی) نیز خوشایند نیست. بهخصوص با پیوستن فرخ (برادرزادهی او) به مهندس معراج. البته عماد و کسمایی نیز بر سر تصاحب کل نارستان، اختلاف دیرینه و پنهانی دارند. کسمایی با دخالت مستقیم در امر ساختن مدرسه، مخالف شدید خودش را با این مسئله اعلام می کند. او با تصویر اینکه مهندس معراج از این طریق محبوبیتی بین مردم به دست خواهد آورد و این میتواند وجاهت او را زیر سؤال ببرد، عماد و مهندس را به جنگ می طلبد؛ اما زمانی که میبیند حربههایش مفید نیست، دست به عمل میزند. اولین کارگر با بیلچه باغ کسمایی از پادر میآید. دومین کارگر با سر شکسته توسط تقی میلانی، مدیر مدرسه، پیدا میشود. عماد و معراج با این واقعه روبهروی هم قرار میگیرند. مقابله آنها با هم، منجر به تصمیمی از سوی عماد می شود که روند همه حوادث را تغییر می دهد….
درباره اکبر رادی:
«اکبر رادی» در ۱۰ مهرماه ۱۳۱۸ در شهر رشت به دنیا آمد. وی فرزند سوم در بین شش برادر و خواهر بود. در سال ۱۳۴۰ دوره یک ساله تربیت معلم را گذراند و از سال ۴۱ با حکم رسمی وزارتخانه معلم شد؛ طی سی و دو سال تدریس در رشته ادبیات سال چهارم دبیرستان، ادبیات نمایشی انستیتو مربیان امور هنری، نمایشنامهنویسیِ مقطع کارشناسی دانشگاه تهران و نمایشنامهنویسی پیشرفته کارشناسی ارشد دانشگاه هنر ادامه داد و در سال ۱۳۷۳ به پایان تدریس رسید و بازنشسته شد.
«رادی» فعالیت خود را در عرصه نمایشنامهنویسی با نگارش «از دست رفته» در سال ۱۳۳۷ آغاز کرد، اثری که به چاپ نرسید. او پس از آن مدتی به فعالیت در زمینه داستاننویسی پرداخت و دومین نمایشنامه خود را با عنوان «مسافران و مرگ در پاییز» در سال ۱۳۴۴ در مجله پیام نوین به چاپ رساند.
نخستین نمایشنامه اجرا شده این نویسنده «روزنه آبی» بود که شاهین سرکیسیان سال ۱۳۴۵ آن را به صحنه برد. «مرگ در پاییز» نیز در سال ۱۳۴۶ به کارگردانی عباس جوانمرد در تلویزیون ملی ایران به صورت تله تئاتر زنده اجرا شد. «از پشت شیشهها» در همان سال به چاپ رسید که رکنالدین خسروی آن را در سال ۱۳۴۸ در تالار سنگلج به صحنه برد.
رادی در سال ۱۳۴۷ نمایشنامه «ارثیه ایرانی» را با همکاری انتشارات امیرکبیر به چاپ رساند که در سال ۱۳۴۹ به کارگردانی خلیل موحد دیلمقانی در تالار سنگلج اجرا شد. علی نصیریان نیز نمایشنامه «افول» رادی را در سال ۱۳۴۹ به صحنه تالار سنگلج برد. نمایشنامه «صیادان» که در سال ۱۳۴۸ منتشر شد، چهار سال بعد به کارگردانی فرامرز طالبی در تالار فردوسی دانشگاه تهران به صحنه رفت.
نمایشنامه «لبخند باشکوه آقای گیل» در سال ۱۳۵۲ منتشر شد و یک سال بعد رکنالدین خسروی آن را در تالار سنگلج به اجرا درآورد. رادی دو سال بعد نمایشنامه «در مه بخوان» را نوشت که انتشارات زمان آن را به چاپ رساند. رادی پس از آن مدتی در زمینه نمایشنامهنویسی کمتر فعال بود که این اتفاق تا پس از پیروزی انقلاب اسلامی ادامه داشت.
دوستی میان هادی مرزبان و رادی باعث فعالیت مشترک تئاتری بین این دو شد. نخستین همکاری آنها پس از انقلاب در نمایشنامه «پلکان» بود که مرزبان آن را در سال ۱۳۶۳ در تالار اصلی تئاتر شهر به صحنه برد. این کارگردان سه سال بعد نمایش «آهسته با گل سرخ» را در همین تالار اجرا کرد. نمایشنامه «منجی در صبح نمناک» نیز در سال ۱۳۶۸ به کارگردانی منصور حیدری در تالار تربیت شهرستان تبریز به صحنه رفت.
مرزبان در سال ۱۳۶۹ نمایشنامه «هاملت با سالاد فصل» رادی را در تالار چهارسو تئاترشهر به اجرا در آورد. پس از چند سال وقفه، در سال ۱۳۷۶ نمایشنامه «آمیز قلمدون» به کارگردانی مرزبان در تالار چهارسو تئاتر شهر به اجرا درآمد. او یک سال بعد نمایشنامه «شب روی سنگفرش خیس» رادی را در تالار اصلی تئاترشهر به صحنه برد و در سال ۱۳۸۰نیز نمایش «باغ شبنمای ما» در تئاترشهر اجرا شد.
نمایشنامه «خانمچه و مهتابی» رادی را انتشارات آگرا در سال ۱۳۸۲ به چاپ رساند. نمایشنامه «ملودی شهر بارانی» نیز در همان سال منتشر شد که مرزبان آن را در سال ۸۴ در تالار اصلی تئاترشهر به صحنه برد. نمایشنامه «تانگوی تخم مرغ داغ» هم همان سال به کارگردانی علی فتوحی به صحنه رفت.
میکائیل شهرستانی نمایشنامه «شب به خیر جناب کنت» را در سال ۱۳۸۵ در تالار قشقایی تئاتر شهر اجرا کرد. نمایشنامه «کاکتوس» نیز همان سال به کارگردانی مژده ساعی در تالار مولوی اجرا شد و مرزبان هم نمایشنامه «پایین گذر سقاخانه» را در تالار اصلی تئاترشهر به صحنه برد.
آخرین اثری که از اکبر رادی به اجرا درآمد نمایشنامه «خانمچه و مهتابی» بود که به کارگردانی مریم جعفری حصارلو در چهارمین جشنواره تئاتر شهر روی صحنه رفت. رادی به غیر از آثار نمایشی در زمینه داستاننویسی نیز فعال بود. «افسانه دریا»، «مسخره»، «باران»، «جاده»، «سوء تفاهم»، «کوچه»، مجموعه داستان «جاده» که بین سالهای ۱۳۳۶ تا ۱۳۴۹ نوشته شدند، از جمله آثار او در این حوزهاند.
اکبر رادی صبح چهارشنبه پنج دی ۱۳۸۶ در سن ۶۸ سالگی به دلیل سکته قلبی در بیمارستان پارس تهران درگذشت.
علاقمندان به نوشتارهای نمایشنامه ای اکبر رادی این کتاب را بشنوند. لازم به ذکر است شنیدن این کتاب در جمع خانواده و با کودکان و نوجوانان به دلیل برخی از الفاظ توصیه نمی شود

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.