محمود و ایاز
ایاز غلام خوش سیرت و خوش صورت سلطان، سردار و امیر لشکر وی بوده و تا پایان عمر به سلطان محمود و فرزندانش خدمت کرده است.
داستان عشق سلطان محمود غزنوي به غلام ترك خود، جز جنبه افسانه اي آن، واقعيتي تاريخي هم دارد كه از سده ششم به بعد، واقعيت تاريخي آن دگرگون شد و کساني چون احمد غزالي، عين القضات همداني، عطار نيشابوري و مولوي از آن براي تبيين مفاهيم عرفاني بهره بردند. در سده هاي دهم و يازدهم هجري، داستان دلبستگي محمود به اياز، مورد توجه شاعران منظومه پرداز قرار گرفت و چند منظومه با همين نام سرودند.
اين داستان دستمايه بسياري از شاعران و نويسندگان فارسي زبان بوده و تاثير بسزايي بر تصويرپردازي و معني سازي شاعران عارف و غير عارف داشته است. در اين مقاله داستان هاي كوتاه و منظومه هاي بلند را در آثار ادبي جست و جو شده و ضمن يافتن پيشينه هريك، با روايت هاي مشابه مقايسه مي شوند.
در روزگار معاصر نیز یکی از شاعران این افسانه را با رنگ و لعاب بیشتری سروده و احمد سهیلی این داستان تاریخی را به نثری فصیح و روان برگردانده است. این برگردان در سال 1331 شمسی زیور طبع یافته است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.