فردای نامعلوم
سعیده و صابر زن و شوهر هستند، وضع مالی خوبی هم ندارند، صابر برای گذراندن زندگی هم در مغازه کار میکند و هم مسافرکشی میکند، سعیده روزی که همسرش به خانه میآید میخواهد خبری را به صابر دهد ولی به دلیل فشارهای مالی که روی صابر است میترسد.
سعیده برای کمک خرجی صابر تصمیم دارد که خیاطی کند اما صابر میگوید که دوست ندارد کار کند اما تصمیم سعیده برای کار کردن بعد از جواب آزمایش خونی که گرفته جدیتر شده است. چون باردار است. همچنین به دلیل وضعیت مالی که دارند میترسد که خبر بارداریش را به صابر بدهد چون میداند که صابر تحت فشار مالی است اما بالاخره خبر را به صابر میدهد. صابر تصمیم میگیرد تلاشش را بیشتر کند تا پول بیشتری در بیاورد تا اینکه روزی یک خانم مسن را سوار ماشینش میکند و اتفاقی برایش رقم میخورد.
*****شنونده گرامی، پیشاپیش از کیفیت پایین و اشکالات جزئی برخی از بخشهای نمایش پوزش میطلبیم.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.