به سوی سیمرغ
روزی «عطار نیشابوری» در دکان خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چند بار گفت: «چیزی برای خدا بدهید» ولی عطار به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: «ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟» عطار گفت: «همانگونه که تو از دنیا می روی». درویش گفت: «تو مانند من می توانی بمیری؟» عطار گفت: «آری». درویش کشکول چوبین خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه «الله» از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً منقلب شد، از دکان خارج شد و در راه طریقت عرفان قدم گذاشت. کتاب «منطق الطیر» و دیگر نوشتههای او، در حقیقت حاصل دانش و معرفتی است که عطار در سفرهای عرفانی خود به دست آورده است.
«منطِقُالطَّیِّر» یا «مقاماتالطیور» منظومهای است از عطار نیشابوری و از مثنویهای تمثیلی عرفان اسلامی بهشمار میآید. مراحل و منازل جُستن عرفان یعنی شناختن رازهای هستی در منطقالطّیر عطار، هفت منزل است.
گروهی از مرغان به رهبری «هدهد» برای جستن و یافتن پادشاهشان «سیمرغ» سفری را به سمت «قله قاف» آغاز میکنند. آنان هفت وادی را طی میکنند. هفت وادی به ترتیب چنین است: طلب، عشق، معرفت، استغنا، توحید، حیرت و فقر که سرانجام به فنا میانجامد. در هر مرحله، گروهی از مرغان از راه بازمیمانند و به بهانههایی پا پس میکشند. در پایان هفت وادی، «سی مرغ» به مقصد میرسند و در آنجاست که پرنده سیمرغ را مییابند و از گروه انبوهی از پرندگان تنها «سی مرغ» باقی میمانند و با نگریستن در آینه حق درمییابند که «سیمرغ» در وجود خود آنهاست. درنهایت با این خودشناسی مرغان جذب جذبه خداوند میشوند و حقیقت را در وجود خویش مییابند. پرنده سیمرغ قله قاف، وجود عرفانی همان سی مرغ است.
* «فریدالدین ابوحامد محمد عطار نیشابوری» مشهور به «شیخ عطّار نیشابوری» یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد و در ۶۱۸ هجری به هنگام حملهٔ مغول به قتل رسید.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.