اسم من اهریمن
استاین میگوید:”من عاشق این هستم که خوانندههایم را به جاهای ترسناک ببرم آیا می دانید ترسناک ترین مکان کجاست؟این محل ذهن خود شماست.”
داستان در مورد دختری به نام مگی است که در سالروز تولد سیزده سالگی اش پی می برد که دارای نیرویی اهریمنی است…
به مگی اوکانر ابریک بگوید امروز تولد او می باشد . او همان دختر بسیار خجالتی با صورت زیبایی است که در بیرون از چادر پیشگو ایستاده است. دوستان و آشنایان او به موجب سیزدهمین سال به دنیا آمدن وی او را به كارناوالی كوچك واقع در اسكله آورده اند. آنها با خود تصمیم گرفته اند که به همراه مگی به چادر غیب گو بروند تا پیشگو آیندهی مگی را در روز به دنیا آمدنش پیش بینی نماید. اما خرسندی و شاد بودن مگی بسیار طول نمی کشد و دوامی نخواهد داشت. زنی که دست او را گرفت و دید مگی را وارد ترسی نفس گیر کرد .برای آنکه مگی واقعا داخل چادر پیشگو نشده است و او در را به روی تالار وحشت باز کرده است.

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.